زمان کنونی: 2017/02/27, 05:16 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


زمان کنونی: 2017/02/27, 05:16 PM



گارا
(مسلمان نیستم،زن نیستم. من انسانم .......)
مسلمان نیستم،زن نیستم. من انسانم .......


تاریخ ثبت نام: 2016/12/28
تاریخ تولد: October 6
زمان محلی: 2017/02/27 , 05:16 PM
وضعیت: آفلاین

اطلاعات انجمن گارا
تاریخ عضویت: 2016/12/28
آخرین بازدید: 2017/02/25 10:20 PM
کل ارسال‌ها: 461 (7.55 ارسال در روز | 0.09 درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن تمامی موضوع‌هایافتن تمامی ارسال‌ها)
مدت زمان آنلاین بودن: 1 هفته, 2 روز, 22 ساعت, 19 دقیقه, 51 ثانیه
تعداد کاربران معرفی کرده: 0
اعتبار: 15.0 [جزییات]
اقلام: مدالي وجود ندارد (مشاهده همه مدال ها)
سرمایه: 814.50$
تعداد یادداشت های دریافت شده: 1344
تعداد یادداشت های ارسال کرده: 1341

اطلاعات تماسِ گارا
وب‌ سایت:
ایمیل: ارسال یک ایمیل به گارا.
پیام خصوصی: ارسال یک پیام خصوصی به گارا.
شماره‌ی ICQ:
شناسه‌ی AIM:
شناسه‌ی Yahoo:
شناسه‌ی MSN:
اطلاعات اضافی درباره‌ی گارا
محل سکونت:
بیوگرافی: این روزها سردم مثل دی،مثل بهمن،مثل اسفند،مثل زمستان.
احساسم یخ زده،آرزوهایم قندیل بسته،امیدم زیربهمن سرد احساساتم دفن شده.
نه به آمدنی دلخوشم نه از رفتنی غمگین.
این روزها پرم از سکوت،این روزها نگاهم زیبا نیست.برگها سبز نیستند،آسمان آبی نیست.همه ی رنگها بی رنگند.همه چیز خاکستری است.
تابش خورشیدراحس نمیکنم.همچون مرده ای هستم که جان دارد،نفس میکشد.
صدای پرندگان رانمیشنوم،تنها سکوت است که در گوشم طنین انداز میشود.
زمین زیر پایم محکم نیست،ترس از سقوط لحظه ای آرامم نمیگذارد.
این روزهامانند ابری هستم در آسمان،میرودومی آید،اما نمی‌ماند.میترسم.
ترسم ازنماندن است،از فنا شدن،از دفن شدن زیر آوار خاطره هاست.
گویی درزمان متوقف شده ام. نه گذشته ای ونه آینده ای.
گویی محبوس شده ام در این زندان،در این تن.
دلم رهایی میخواهد.....

مربوط میشه به دوره ای از زندگیم که نمیتونم فراموشش کنم.مربوط میشه به من،منی که مدتهاست متولد شده من اونو به وجود آوردم،اون رو پرورش دادم.اما دیگه نمیخوامش.انگار که بخشی از وجودم شده که مدام میخوام اونو از بین ببرم.اما سخته خیلی سخت.مثل کندن تکه ای از بدن که درد داره.

امضای گارا
کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می‌ترسد،
حتی ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد،
گرفته دامن شب را سکوتی آنچنان مبهم،
که مژه از چشم وچشم ازپلک وپلک از خواب می‌ترسد.

[مشاهده همه]گارا' مدال
اين كاربر هيچ مدالي ندارد

دوستان گارا

یادداشت های پروفایل

شکلک های بیشتر

 Dazai.B (2017/02/24 در 12:08 AM)
پاسخ
واقعا از خودم متنفرم ... همیشه گند میزنم تو همه چیز ... یه دنیا معذرت میخوام
وقتی دیگه نتونی چیزی بگی حسه بدیه بازم ببخشید همش بحث اینجور مسائلو باز میکنم
بهتره برم بخوابم فقط بدرد خوابیدن میخورم. بازم معذرت میخوام
شب خوش
 Dazai.B (2017/02/23 در 11:55 PM)
پاسخ
ولی دیگه گذشته هرچی که بود گذشت و برنمیگرده هرکسی اشتباهاتی میکنه ولی دلیلی نمیشه که خودتو فقط تو اون زمان حبس کنی
میدونی ... چون تو خیلی خوبی برای همین این احساساتو داری... مطمئنم دوستت الآن به خودش افتخار میکنه که بهترین آدمو انتخاب کرده بوده
متاسفانه این چیزا از درک من فاصله دارن
 Dazai.B (2017/02/23 در 11:40 PM)
پاسخ
اگرم هی این مزخرفات و احساست الکیرو بریزی تو مغزت فقط داری خودتو بر فنا میبری
 Dazai.B (2017/02/23 در 11:37 PM)
پاسخ
همکلاسیات خیلی عذر میخوام غلط کردن. مرد خب خدا بیامرزتش حتما مشکلی داشته
چرا خیلی خوبشم داری هرکسی حق داره نظرشو بگه. دوست خوب بودنو خودت معلوم نمیکنی بقیه میگن که براشون دوست خوبی بودی یا نه که اونم آدما فرق دارن و طرز فکر و علایقشون متفاوته
اصلا هیچکس ارزش اینو نداره که بخاطرشون به خودت تلقین کنی دوست بدی بودی
واقعا شرمندم که همش باهات بحث میکنم ولی تو بعضی موارد ممکنه تجربیات من بیشتر باشه. هیچوقت نباید بخوای دوست خوبی باشی همینکه خودت باشی کافیه اونشو بقیه میدونن که از اخلاقیاتت خوششون میاد یا نه
اونا اگه خوبن تورو همونجوری که هستی دوست دارن. آدمای زیادیم هستن که اگه خودتو براشون قربانیم کنی بازم یه ایرادی میگیرن
(فک کنم خیلی قاطی دارم حرف میزنم ببخشید)

آخرین بازدید ها
sara.yeager(امروز - 10:48 AM) , rikona(امروز - 06:16 AM) , honoka12(2017/02/25 - 03:05 PM) , Nao-chan(2017/02/25 - 02:02 AM) , ryomaechizen12(2017/02/24 - 08:40 PM) , Phantom Phoniex(2017/02/24 - 12:28 PM) , Dazai.B(2017/02/24 - 12:08 AM) , 2rsa(2017/02/23 - 11:00 PM) , محمدابراهیم(2017/02/23 - 08:42 PM) , kocholo1(2017/02/23 - 06:59 PM) ,